آسیب شناسی مدیریت زنان در دستگاههای اجرایی استان گیلان

شکستن سقف شیشه ای: ارتقاء حضور زنان درسطوح مدیریت

الهه شیعه زاده

امروزه صاحبنظران به سازمان ها از زوایای مختلفی نگاه می‎کنند. با نوجه به نوع نظری که نسبت به سازمان ها داریم، تأثیر زنان در سازمان ها نیز متفاوت خواهد بود. بعضی از صاحبنظران به سازمان ها به عنوان سیستم های طبیعی نگاه می‎کنند که در آن روابط غیررسمی‎و قدرت و سیاست از اهمیت بالایی برخوردار می باشد، اما بعضی دیگر از صاحبنظران، سازمان ها را سیستم های عقلانی[4] فرض می‎کنند که بدنبال رسمیت سازمانی[5] بوده و دارای اهداف مشخصی می باشد که در جهت دستیابی به این اهداف فعالیت  می‎کنداز دیدگاه تاریخی همواره زنان در پستهایی قرار گرفته اند که ناگزیر بوده اند کارهای تکراری انجام دهند و پستهایی در سطوح پایین احراز کنند. اغلب آنها در پست های ستادی و به عنوان دستیار مدیران صفی انجام وظیفه کرده اند و به ندرت مسئولیت های مدیران صفی را برعهده داشتند. پس مدیران زن کمتر درگیر وظایف صفی سازمان ها بوده اند (افقهی،1387).

وظایف وکارهای واحدهای صفی به گونه مستقیم با اهداف سازمان سر وکار دارند؛ و انجام آن ها به گونه مستقیم به تحقق اهداف سازمانی منجر می گردد. در حالی که واحدهای ستادی به گونه غیر مستقیم و از طریق کمک به انجام وظایف صفی در تحقق اهداف سازمانی مؤثرند(رضائیان،1387).

از آنجایی که زنان اکثراً در مشاغل ستادی مشغول به کار می‎باشند، از این رو نمی‎توانند در سازمان ها قدرت چندانی کسب نمایند؛ پس در تصمیم گیری های سازمانی نیز دخالت و نفوذ چندانی ندارند. به ویژه اینکه اگر سازمان ها را به عنوان سیستم های تصمیم گیری در نظر آوریم، در اینصورت تصمیمات به صورت ائتلافی از نیروهای سازمانی می باشد (افقهی،1387).

با وجود تمامی‎کوشش هایی که در سرتا سر دنیا بر کسب شرایط مساوی و رفع نابرابری های اجتماعی میان مردان و زنان صورت گرفته اما معضلات زنان در اموری مانند نابرابری، خشونت و… همچنان ادامه دارد. زن در قرن بیست و یکم هنوز هم در ذهن و نگاه بسیاری از مردان به عنوان جنس دوم جایگاه مطلوبی ندارد و از بسیاری از حقوق محروم می‎باشد. در بعضی از کشورهای دنیا زنان هنوز از حق رأی، حق رانندگی و فعالیت های ساده اجتماعی محرومند.

 

2-20-2) ضرورت مشارکت زنان

بخش مهمی از تأمین سرمایه در بحث توسعه زنان هستند. امروزه در نظر داشتن تأثیر زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی نه تنها از موضوعات اساسی توسعه و مشارکت اجتماعی و اقتصادی به شمار می رود، بلکه ابزار مهمی در تحقق دیگر اهداف توسعه نیز به شمار می رود (شیعه زاده، 1387). می توان گفت از مهمترین معیارها برای سنجش درجه توسعه یافتگی جوامع، اندازه اهمیت، اعتبار و حضوری می باشد که زنان در آن کشورها دارا هستند؛ بدیهی می باشد که مقصود از اهمیت و حضور، اهمیت واقعی نه صوری و حضور مؤثر نه سمبولیک می باشد (قره یاضی، 1381). در جوامع امروزی، توسعه پایدار بر توانمندسازی زنان تکیه دارد. به طوری که اندیشمندان اجتماعی همواره بر رفع موانع جنسیتی به عنوان لزوم تحقق توسعه اقتصادی و اجتماعی تأکید کرده اند ( نوروزی،1386).  لذا یکی از شاخص های درجه توسعه یافتگی یک کشور، اندازه مشارکت و نقشی می باشد که زنان در آن کشور دارا هستند. تحقیقات نشان می دهد با افزایش درجه توسعه یافتگی یک کشور، سهم زنان در نیروی کار شاغل با شتاب بیشتری افزایش می یابد (شیعه زاده، 1387).

گزارش توسعه جهانی سال 2001 بانک جهانی که منعکس کننده نتایج مطالعات انجام شده تعداد زیادی از جوامع بود، حاکی از این مطلب بود که «زنان، موتور محرکه مهمی برای رشد و توسعه هستند و پرورش سرمایه انسانی آن ها بسیار با اهمیت می باشد».

سوالات یا اهداف پایان نامه :

سنجش موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت  در گیلان

اهداف فرعی

1- شناسایی مدیران زن در دستگاههای اجرایی استان گیلان در 24 سال اخیر

2- سنجش کمی وضعیت مدیریت زنان در دستگاههای اجرایی استان گیلان در 24 سال اخیر

3- ارائه راهکارها به مقصود افزایش حضور زنان در مدیریت های اجرایی استان گیلان در 24 سال اخیر

4- سنجش موانع موجود برای حضور زنان در مدیریت اجرایی استان گیلان و تعیین اولویت برای آنان در 24 سال اخیر

5- سنجش موانع اجتماعی حضور زنان در عرصه مدیریت  استان گیلان

6- سنجش موانع فرهنگی حضور زنان در عرصه مدیریت استان گیلان

7- سنجش موانع سیاسی حضور زنان در عرصه مدیریت استان گیلان

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

8- سنجش موانع سازمانی حضور زنان در عرصه مدیریت استان گیلان

9- سنجش موانع فردی حضور زنان در عرصه مدیریت استان گیلان

10- سنجش مهارتهای زنان درمدیریت

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  آسیب شناسی مدیریت زنان در دستگاههای اجرایی استان گیلان با فرمت ورد