آسیب شناسی مدیریت زنان در دستگاههای اجرایی استان گیلان

تاریخچه ای از سیره مسلمین در باره مشارکت زنان در امور سیاسی

بعضی از مخالفین مشروع بودن مشارکت زنان در امور سیاسی یا محافظه کاران محتاط ، اقدام به طرح سئوالاتی نموده اند .

مانند : اگر زنان شرعاً گرایش به کارهای سیاسی دارند ، پس چرا زنان مسلمان در صدر اسلام در عصرنبی (ص) ، پیغمبر و خلفای راشدین را همراهی نمی کردند ؟ و این امری می باشد که مطلقاً‌اتفاق نیفتاده می باشد ، مگر از «ام المؤمنین‌، عایشه » که بعداً بر عملکرد خود پشیمان گردید ، پس اقدام او معتبر نبوده و سودی در استدلال بر جاب نخواهد داشت و قابل استدلال نیست . و اگر این کار (مشارکت زنان در امور سیاسی ) مشروع بود ، بایستی بین مسلمانان شایع می بود  ما مخالف اینگونه نظرات در درک از ارتباط ( و گرایش و تمایل زنان ) به کارهای سیاسی در صدر اسلام هستیم . شاید آنان در فهم خود از این موارد چنین تصور دارند که روش آنان در کارهای سیاسی شیوه ای باشد نزدیک به شکل و روشی که بزرگان در زمان ما و زمان های نزدیک به آن داشته و دارند و به این خاطر ، اثری از سلوک و رفتار زنان در صدر اسلام ندیده اند . همانطور که ایشان متوجه شده اند که « زن مسلمان » مسؤولیت عهده داری حکم و صدور آن و قدرت و تسلط بر مقام ریاست دولت را عهده دار نبوده می باشد . زمانی که مسأله چنین باشد ، معلوم می گردد که در نتیجه غفلت از فضای فقهی –کلامی می باشد که بر بینش فکری در قضیه‌ریاست دولت حاکم بوده و در تشخیص زمینه کار سیاسی و طبیعت آن در آن وقت به خطا رفته اند . وجه خطا از این جهت می باشد که حکم قضیه (مسأله ) ریاست دولت در توجه عموم مسلمانان به این می باشد که ائمه (ع) از قبیله قریشند ، و در روایات وارده در این زمینه نصّ بر دوازده تن می باشند و همچنین حکمش در سطح ائمه اهل بیت (ع) به « مبدأ » تأکید و شخص خلیفه ، امام علی بن ابی طالب علیه السلام و ائمه معصوم علیه السلام از فرزندان او تعیین شده اند با این توضیحات در دیدگاه جائی نمی ماند که زن این کار را به عهده بگیرد ، تا جایی که ما می دانیم وجه غفلت در فهم این مسئله چنین می باشد ، و وجه خطا از این جهت می باشد که اشکال و اسالیت کار سیاسی با تفاوت شکل و مؤسسات جامعه و طرق تعبیر سیاسی آن تفاوت ژیدا می کند ، و آن چیز که در صدر اسلام محوریت داشت فعالیت سیاسی در عصر پیامبر (ص) و تقابل پیامبر و نبوت با مکر و دشمنی مخالفان بود خصوصاً جنگهایی بود که مسلمانان برای دفاع از کیان و عقیده خود می کردند ، چنین عللی داشت . و زن در این موجودی بی خاصیت و بیهوده نبود و تأثیر او منجر به انفعال و تلقی نبود ، بلکه زن ( بسیاری از زنان مسلمان ) نقشهای فعال و مثبتی در تلقی از دعوت و اقدام به آن داشت و در راه آن آزاد و اذیت را تحمل می نمود و از وطن و خاندان و برای فرار از آزار آنان هجرت می کد . و در زمینه خدمت به مجاهدین شرکت می نمود – در بعضی ازحالات نیز جنگ می نمود – چنانکه سیره نبوی پر از شواهد این مطلب می باشد .

پیامبر گرامی در عقبه و بعد از هجرت از زنان بیعت گرفت ، و بعد از عصر نبّوت ، محور کار سیاسی ، خلافتو جدال در پیرامون آن بود . و آن موقع درجامعه اسلامی زن – در سطح فرهنگی / عملی  – شایستگی تصدی این کارهای مهم و امور مربوط به آن را نداشت .

همچنین جامعه – در سطح عرف و عادات – عهده دار شدن زن در حد پستهای بالای سیاسی را تحمل نداشت و در سطح فرهنگ موروثی خود از عهد جاهلی و توجه این فرهنگ به زنان ، امادگی قبول تفکر سرپرستی زن در هیچ جایگاه و ( پست ) مدیریت حکومت را نداشت ، و این فرهنگی می باشد که همواره در عقول و نفوس جامعه زنده بود .

اما وجود این فرهنگ موررثی ، دلیلی بر توجه اساسی ومبنای شرعی اسلامی نیست تا سندی بر عدم استعداد زن در اموری از این قبیل باشد . تا جایی که می دانیم این مطلب ، وجه خطا در فهم این مسأله می باشد . این در نظر داشتن زن از یک طرف و طبیعت قضایای سیاسی ( قضایای حکومت و دولت و دعوت و جامعه ) از طرف دیگر و طبیعیت به وجود آمدن جمعیتها و تشکیلات سیاسی و خطاب سیاسی ورزش های کارهای سیاسی از طرف دیگر ، مقتضی رنگ و شکل و اسلوبی ، متفاوت با رنگ و شکل و اسلوب زمان ماست . پس طبیعی می باشد که نمونه هایی از کار سیاسی زنانه در صدر اسلام نیابیم که مشابه شکل و اسلوب و طرق رایج و حاکم در زمان ما باشد . اما هر گاه در سیرۀ جامعۀ اسلامی در صدر اسلام تفحض کنیم و طبیعت و تشکلها و اهتمام سیاسی آن را به حساب بیاوریم و اسالیت روابط و تغبیر سیاسی از موفقیتها و روشها را معتبر بدانیم ، خواهیم دید که زن مسلمان از میدان اقدام سیاسی بر حسب عرف و اسالیب آن دوران ، بدور نبوده می باشد . قبلاً به گونه اجمال به این حقیقت تصریح کرده ایم که اگر اندکی به گونه تفضیل مطالعه کنیم این بحص ما را به شواهدی می کشاند که زنان با شخصیتی ( زنان متشخصی ) را نشان می دهند که در فعالیت سیاسی آن دوران به شکلی از اشکال و در بعضی از حالات با قدرت و دخالت مستقیم سهیم بوده اند . شواهدی برای این مطلب یافته ایم :

سوالات یا اهداف پایان نامه :

سنجش موانع ارتقا زنان در عرصه مدیریت  در گیلان

اهداف فرعی

1- شناسایی مدیران زن در دستگاههای اجرایی استان گیلان در 24 سال اخیر

2- سنجش کمی وضعیت مدیریت زنان در دستگاههای اجرایی استان گیلان در 24 سال اخیر

3- ارائه راهکارها به مقصود افزایش حضور زنان در مدیریت های اجرایی استان گیلان در 24 سال اخیر

4- سنجش موانع موجود برای حضور زنان در مدیریت اجرایی استان گیلان و تعیین اولویت برای آنان در 24 سال اخیر

5- سنجش موانع اجتماعی حضور زنان در عرصه مدیریت  استان گیلان

6- سنجش موانع فرهنگی حضور زنان در عرصه مدیریت استان گیلان

7- سنجش موانع سیاسی حضور زنان در عرصه مدیریت استان گیلان

8- سنجش موانع سازمانی حضور زنان در عرصه مدیریت استان گیلان

9- سنجش موانع فردی حضور زنان در عرصه مدیریت استان گیلان

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

10- سنجش مهارتهای زنان درمدیریت

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  آسیب شناسی مدیریت زنان در دستگاههای اجرایی استان گیلان با فرمت ورد