هوش تجاری (Business intelligence یا همون BI) یک اصطلاح کلیه که به تعداد زیادی برنامه و نرم افزار مورد استفاده واسه پردازش و بررسی اطلاعات نپخته یک شرکت گفته می شه. هوش کار و کاسبی از نظام به هم پیوسته ی فعالیتای مربوط به همی چون داده کاوی، پردازش تحلیلی آنلاین، تحقیق و گزارش تشکیل شده. این مقاله رو بخونین تا بیشتر با این معنی آشنا شید.

 

شرکتا از BI واسه بهبود تصمیم گیریا، صرفه جویی در هزینه ها و کشف فرصتای تجاری جدید استفاده می کنن. BI چیزی بالاتر از جمع آوری گزارشات و چیزی بیشتر از یه سری از وسیله ها واسه اجرا هوشمندانه ی سیستمای تجاریه. مدیران فناوری شرکتا از هوش کار و کاسبی واسه شناسایی عملیات تجاریِ ناقصی که می تونن بستر خوبی واسه باز مهندسی باشن استفاده می کنن.

با وجود وسایل امروزیِ هوش کار و کاسبی، بهتره افرادی که در کار تجارت هستن خودشون دست به کار شده و داده ها رو بررسی کنن و منتظر گزارشای پیچیده ی سیستمای فناوری اطلاعات نمانند. آزادسازی اطلاعات این امکان رو به کاربران می ده که تصمیمات تجاری ِشون رو با حمایت ی اعداد قطعی و مشخص بگیرن؛ که وگرنه مجبور می شدن تصمیمات شون رو تنها طبق احساس داخلی و شایعها در پیش گرفتن کنن.

هر چند هوش تجاری امکانات زیادی جفت و جور می کنه اما این محاسبات ممکنه بر اثر رقابتای تکنیکی یا فرهنگی منحرف شن. مدیران اجرایی باید از درست و کامل بودن داده هایی که به برنامه های BI وارد می شن اطمینان داشته باشن تا کاربران بتونن بهش اعتماد کنن.

چه نوع شرکتایی از سیستمای هوش کار و کاسبی استفاده می کنن؟

رستورانای زنجیره ای از مهم ترین کاربران نرم افزار BI هستن. اونا از BI واسه گرفتن تصمیمات راهبردی استفاده می کنن؛ تصمیماتی مثل این که چه اجناس جدیدی رو در منو بذارن، چه غذاهایی رو حذف کنن و کدوم شعبهای کم درآمد رو تعطیل کنن. از BI واسه مسائل تاکتیکی هم استفاده می کنن، مثلا بررسی دوباره ی قراردادهایی که با شرکتای تأمین کننده ی مواد ساده ی غذایی دارن یا واسه بهبود روشای موفق نبودن که تا الان به کار برده می شد. با توجه به شکل ی کار عملیاتی رستورانای زنجیره ای و خاصیت مرکزی بودن سیستم BI واسه کمک به اونا در اداره این کار و کاسبی، رستورانای زنجیره ای در بالا لیست همه صنایعی هستن که از ارزش واقعی این سیستم بهره مند می شن.

یکی از اجزای اصلی هوش کار و کاسبی، جدا سازی و بررسی تجاریه. این عامل واسه موفقیت خیلی از شرکتا در صنایع مختلف مثل موفقیت تیمای ورزشیِ حرفه ای مهمه.

کی باید شروع کنه؟

به اشتراک گذاری در پروژه های BI اهمیت خیلی زیادی داره. چون هر کسی که در این عملیات نقشی داشته باشه باید واسه گرفتن تصمیمات مهمی مثل تغییر روش، به همه اطلاعات دسترسی کامل داشته باشه. پروژه های BI باید به وسیله مدیران اجرایی اصلی شروع شن ولی گروه بعدی که اونو به کار می برن فروشندگان هستن. از اونجا که شغل این افراد بالا بردن فروشه و به خاطر این توانایی شون حقوق می گیرن، اونا از هر ابزاری که کمک شون کنه این کار رو بهتر بکننن استقبال می کنن. البته مشروط بر این که استفاده از این وسیله راحت و اطلاعات اون قابل اعتماد باشه.

کارمندان با کمک سیستم BI تغییرات فردی و گروهی شون رو اصلاح می کنن که در آخر باعث بهتر شدن کارکرد تیم فروش می شه. وقتی مدیران اجرایی پیشرفت بزرگی در یک تیم نسبت به دیگر تیما می بینن، سعی می کنن گروه هایی که عقب مونده ان رو به گروه های پیشرو برسانند. وقتی فروشندگان رو با خودتون همراه کردین، دیگر راحت می تونین بقیه ی سازمان رو هم به استفاده از BI تشویق کنین. اونا نقش مبلّغ رو دارن و درباره قدرت این وسیله ها و این که چه جوری BI زندگی اونا رو بهتر می کنه احساسات خود رو میگن.

چه جوری باید سیستم BI رو راه اندازی کرد؟

شرکتایی که واسه BI برنامه ریزی می کنن باید اول روشای تصمیم گیری شون رو جدا سازی و بررسی کنن و جدا از اینکه توجه به اطلاعاتی که مدیران اجرایی نیاز دارن (تا بتونن سریع تر و با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرن)، باید به این نکته توجه کنن که این مسئولان ترجیح میدن از چه روشی این اطلاعات در دسترس اونا قرار بگیره. (مثلا به شکل یک گزارش یا یک جدول، به شکل آنلاین یا روی کاغذ) بحثایی که موقع تصمیم گیری انجام می شه مشخص کننده ی این نکتهه که شرکتا باید چه اطلاعاتی رو جمع آوری، جدا سازی و بررسی و در برنامه BI خود منتشر کنن.

برنامه-ریزی

یک سیستم BI خوب، باید دلیلا رو بگه. (مسائل پشت پرده رو مشخص کنه) صرف این که سیستم اطلاعاتی مثل میزان فروش امروز به این مقدار و سال آینده دقیقا در همین روز یک مقدار دیگره رو بده کافی نیس؛ بلکه باید جدا از اینکه اون، به ما بگه که چه عواملی بر کار و کاسبی اثر گذاشتن که باعث تغییر این میزان فروش شدن.

مثل خیلی از پروژه های فناوری دیگر، اگه کاربران، فناوری رو تهدیدی واسه خود بدونن و در استفاده از اون دودلی داشته باشن BI نتیجه دلخواه رو نخواد داد. وقتی صحبت از چیزی مثل BIه مدیر فناوری اطلاعات شرکت باید واسه احساس کاربران اهمیت ویژه ای قائل شن به خاطر این که اگه به روش درست مورد استفاده بگیره روشای مورد استفاده ی شرکتا و چگونگی تصمیم گیری افراد رو از پایه تغییر می ده.

هفت قدم واسه راه اندازی یک سیستم BI

  1. اطمینان از اینکه پاک سازی داده ها انجام شده (حذف داده های پِرت، برطرف کردن اختلافا، حذف داده های تکراری و…)
  2. آموزش مؤثر کاربران
  3. همه چیز رو سریع پیش ببرین و کم کم تعادل بسازین. واسه تهیه ی یک گزارش بی مشکل وقت تون رو تلف نکنین. همونجوریکه کار و کاسبی به طرف تکامل پیش میره، نیازها هم پیش می رن. گزارشایی رو که باارزش ترین اطلاعات رو در اختیار می ذارن به سرعت انتخاب کنین و روی اونا کار کنین .
  4. تموم سعی تون رو انجام بدین تا منبع داده هاتون رو از همون اول بسازین. خودتون رو با یک راه حل به درد نخور واسه به دست آوردن داده محدود نکنین.
  5. قبل از شروع کار معنای میزان بازگشت سرمایه گذاری (ROI) رو واسه خودتون مشخص کنین. میزان سودی که توقع دارین به دست بیارین رو مشخص کنین و هر فصل یا هر شش ماه یک بار بررسی کنین که تا چه حد این مقدار با واقعیت برابری داره.
  6. بر اهداف کار و کاسبی تمرکز کنین.
  7. به خاطر این که فکر می کنین به نرم افزار هوش کسب وکار نیاز دارین اونو نخرید. هوش کسب وکار رو با این ایده راه اندازی کنین که اعدادی وجود دارن که شما باید از اونا آگاهی داشته باشین ولی نمی دونین کجا باید دنبال اونا بگردید.
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   هوش هیجانی چیه؟ 

چه مشکلاتی ممکنه سر راه ما قرار بگیره؟

پرهیز کاربران یکی از مشکلات بزرگ بر سر راه موفقیت BIه. مشکلات دیگر شامل مجبور شدن به غربال حجم خیلی از داده های نامربوط و کیفیت پایین داده هاست.

کلید به دست آوردن بینش دقیق از راه سیستم BI، داده های استاندارده. در هر بررسی BI، داده ها مهم ترین نقش رو دارن. داده ها مثل آجرهایی هستن که بینش تجاری رو میسازن. شرکتا قبل اینکه شروع به جدا سازی و بررسی کنن و طبق بینشی که به دست میارن تصمیم گیری کنن، باید منابع داده هاشو رو به ترتیبی درست سازماندهی کنن. وگرنه کارکرد اونا برپایه ی اطلاعات نادرستی هستش.

مشکل دیگری که ممکنه با اونو به رو شید خودِ وسیله های BI هستن. هر چند این وسیله ها الان جای بیشتری واسه پیشرفت دارن و کار با اونا واسه کاربران آسون تر از قبل شده. هسته ی اصلی BI به جای اون که مدیریت روند باشه، هنوز طبق ی گزارشه؛ البته این وضعیت کم کم شروع به تغییر کرده. مراقب باشین معنی هوش کسب وکار رو با جدا سازی و بررسی تجاری اشتباه نگیرید.

سومین مانعی که بر سر راه استفاده از BI واسه به خاطر این بهش رو کردن روند کار و کاسبی هست نبود شناخت بیشتر شرکتا از روند کسب و کارشونه. (یا کمه کم اون قدر نیس که بتونه به اونا در بهبود این روند کمک کنه) شرکتا باید در مورد روندی که انتخاب می کنن احتیاط زیادی به خرج دهند. اگه این روند اثر مستقیمی بر درآمد نداشته باشه یا کسب وکار در جهت استاندارد کردن این روند در شرکت نباشه، ممکنه کل کار BI پریشون شه. شرکتا باید همه فعالیتایی که روند یک کار و کاسبی مشخص رو شکل میدن بفهمن، چگونگی انتقال داده در روندهای مختلف و چگونگی انتقال داده بین کاربران مختلف رو بفهمن و بدونن که هر فرد چه جوری از اونا استفاده می کنه تا نقش خود رو در این روند اجرا کنه. اگه اونا می خوان از راه BI نحوه ی کار افراد رو بهتر کنن باید همه این موضوعات رو قبل از شروع پروژه BI شناسایی و بررسی کنن.

امتیازات هوش تجاری چیه؟

طیف بزرگی از برنامه های BI به خیلی از شرکتا کمک کردن تا ارقام قابل توجه ای از میزان بازگشت سرمایه رو محاسبه کنن. تا کنون از هوش کار و کاسبی واسه پیدا کردن راه حلایی جهت کاهش هزینه ها، رو کردن فرصتای شغلی جدید، تبدیل اطلاعات حاصل از فروش مستقیم به گزارشای قابل دسترسی، جواب سریع به تقاضاهای خریدِ جزئی و بهینه سازی قیمتا استفاده شده.

نرم افزارهای BI جدا از اینکه قابل دسترس ساختن داده ها، با کمّی سازی ارزش رابطه با تأمین کنندگان مواد ساده و مشتریان، به شرکتا کمک می کنن تا در طول گفت و گوا شون موفق تر باشن.

در مورد ی سرمایه گذاری راه های زیادی واسه صرفه جویی در هزینه ها با بهینه سازی روند کار و کاسبی و تصمیمات متمرکز هست. BI با رو کردن اشتباهات کوچیک کار و کاسبی که معمولا ندیده گرفته می شن، بر افزایش میزان بازگشت سرمایه اثر بسیاری می ذاره. مثلا کارمندان شهر آلبوکِرک (شهری در ایالت نیو مکزیکو) با استفاده از نرم افزار BI سعی کردن راه هایی واسه کم کردن استفاده از گوشی موبایل، هم از دید مدت زمان و هم از دید بقیه هزینه ها پیدا کنن. اونا تونستن در مدت سه سال، ۲ میلیون دلار در هزینه های شهر صرفه جویی کنن. مثال دیگر اینه که شرکت تویوتا در سال ۲۰۰۰ با کمک سیستم BI فهمید که به شرکتای باربری دو برابر بیشتر پرداخت می کرده. واسه موفق شدن در رقابت، شرکتایی که از BI واسه رو کردن اشتباهات روند کار و کاسبی استفاده می کنن شانس بیشتری نسبت به شرکتایی دارن که فقط از BI واسه نظارت بر کارا استفاده می کنن.

چند نکته دیگر واسه اجراِ درست BI

  • چگونگی تصمیم گیری مدیران اجرایی رو جدا سازی و بررسی کنین.
  • بررسی کنین که مدیران اجرایی واسه در پیش گرفتن سریع تصمیمات درست به چه اطلاعاتی نیاز دارن.
  • به کیفیت داده ها توجه کنین.
  • معیارهای اجرایی ای مشخص کنین که بیشتر به کار و کاسبی در رابطه باشن.
  • زمینه ای واسه اثر این معیارهای اجرایی جفت و جور کنین.

به یاد داشته باشین که هوش کار و کاسبی بالاتر از پشتیبانی واسه تصمیم گیریه. با توجه به پیشرفت فناوری و چگونگی به کار بردن اون به وسیله مدیران سرمایه گذاری، BI قدرت تغییر سازمانا رو در خود داره. مدیران سرمایه گذاری ای که از BI واسه بهبود روند کار و کاسبی به درستی بهره می گیرن از راه های بسیار گسترده تری به سازمان خود کمک می کنن تا مدیرانی که فقط وسیله های ساده ی گزارش رو به کار می برن.

منبع : cio.com


دسته‌ها: آموزشی