هوش مالی مفهومی ذهنیه که به کارکرد یا کارای خاصی اشاره داره که ثروت رو به زندگی شما میارن.

جیمی مک اینتایر در کتاب خود با نام «درسایی که آرزو داشتم در مدرسه یاد می گرفتم» به معنی ماتریس هوش اشاره کرده. اون با دلیل به این معنی روشایی رو واسه مدیریت امور مالی پیشنهاد کرده و گفته که چیجوری به استقلال مالی برسین.

این کتاب به موضوعات بسیار متنوعی در مورد ی پول سازی پرداخته که نمیشه تموم فصلای اونو در یک مقاله گذاشت. ازاین رو منحصرا چند راه حل عملی و تکنیکی رو که نویسنده خود واسه مشکل مالی خود به کار برده، جدا سازی وتحلیل می کنیم. مک اینتایر با این تکنیکا خود رو از دست بدهی ۱۵۰ هزار دلاری خود خلاص کرد و اینطوری راهش رو به طرف میلیونا دلار پول و آرامش خاطر صاف نمود.

با خوندن این مقاله به ویژگیای شخصیتی و رفتاری مدیران موثر و به درد نخور آگاهی کامل پیدا می کنین، تصور لازم واسه موفقیت و شکست رو یاد می گیرین و یاد می گیرین که چیجوری باورهای محدودکننده ای رو که سد راه پول درآوردن شمان، کنار بذارین. دستورالعملی به شما می ده تا با طراحی مؤثر بعد مالی زندگی تون، خود رو به طرف اهداف ساده ی پول سازی متمرکز و هدایت کنین. نقشه ذهنیِ ارائه شده در کتاب، به بررسی دانسته های ساده ی مالی و راهکارهایی می پردازه که شما رو در بلندمدت به طرف پولدار شدن جهت میدن. نویسنده خود راه حلای ارائه شده رو هر روز در زندگی خود به کار می بَرد و تا الان با اونا مقادیر هنگفتی به دست آورده.

تو ذهن فردی که هوش مالی بالایی داره چه میگذره؟

مک اینتایر برخلاف انتظارش، فهمید که مدیران مالیِ کاردان، واسه رسیدن به ثروت و رفاه مالی اقدامات خاصی انجام میدن. این یافته طبیعتا ما رو به این نتیجه میرسونه که افرادی که از نظر مالی موفق هستن و افرادی که وضع مالی اسف باری دارن، دارای تصورای متفاوتی نسبت به پول هستن. این دو مورد در کنار هم رازی رو واسه ما رو میسازن: موفقیت مالی ما تا حد زیادی تحت کنترل باوریه که درباره پول داریم. طبق این فرضیه، اگه به باورهای محدودکننده ای که درباره پول داریم بچسبیم، همیشه از نتیجه های ماندن در این نیروی آسیب رسان، ضرر می کنیم. این باورهای منفی ما هستن که نمی ذارن به بالاترین سطح استقلال مالی برسیم.

ویژگیای مدیر مالی موثر

موارد زیر بین تموم مدیرانی که درآمد بالایی داشتن، مشترکه. این خصوصیات عبارتند از:

داشتن طرح عملیاتی

اشخاصی که از هوش مالی سرشاری برخوردارن، واسه موارد مالی خود طرح عملیاتی جامعی دارن و واسه مدیریت و اجرا اون برنامه روزانه ای ریختن.

پس انداز کردن ده درصد از درآمد

اینجور اشخاصی به طور منظم دست کم ده درصد از درآمدشان رو نگه می دارن. اونا یا با اون به سرمایه گذاری می پرازن یا در بلندمدت سود به دست میارن.

به کمه کم رساندن بدهی

افرادی با هوش مالی زیاد، میدونن که قرض بالا آوردن بار سنگینیه و در درازمدت تأثیر بدی بر میزان ثروت شون می ذاره. این افراد سعی می کنن تا بدهیای خود رو به کمه کم برسانند. با اینحال، اگه مجبور باشن که با قرض کردن اقدام به خرید کنن، قبل از تصمیم گیری واسه خرید، بهترین و مناسب ترین قیمت رو انتخاب می کنن. اونا در بیشتر موارد بدهی هاشون رو با سودی که از سرمایه گذاری هوشمندانه به دست میارن، صاف می کنن.

تعیین اهداف مالی بلندمدت و کوتاه مدت

اهداف مالی رابطه تنگاتنگی با طرحای عملیاتی مؤثر دارن. اهدافِ افراد باهوش به دو دسته کوتاه مدت و بلندمدت تقسیم می شه، و همین امر باعث می شه تا درطول روز فکرشون رو روی رسیدن به اونا متمرکز کنن.

داشتن راه حل در خرج کردن

افراد باهوش درباره هر مبلغی که می خوان خرج کنن با دقت تأمل می کنن.

مدیران مالی موفق از نتیجه های کوچیک ترین خرید خود هم آگاهند. اونا میدونن که جمع شدن خریدهای به ظاهر کوچیک در بلندمدت چه عواقبی به دنبال داره. خریدهای کوچیک موجب تلنبار شدن بدهی می شن و بر فرصتایی که واسه کسب سود پیش بین، تأثیر می ذارن.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   هی جِف! 

افراد نامبرده توانایی عجیبی در پیش بینی آینده دارن. این توانایی به اونا کمک می کنه تا نتیجه های خرج کردن پول شون رو بشناسن و اینطوری واسه خرج کردن یا نکردن اون تصمیم درستی در پیش گرفتن کنن. اگه نتیجه بگیرن که خرج کردن پول شون در بلندمدت واسه اونا سودی نداره، پیش از هر اقدامی تصمیمات شون رو اولویت بندی می کنن.

پیشنهاد گرفتن از متخصصین مدیریت مالی

افرادی که هوش مدیریت مالی بالایی دارن خود رو عقل کل نمی دونن. پس همیشه با افراد متخصصی که در این مورد سابقه مفیدی دارن مشورت می کنن.

در رفت و امد بودن با مدیران مالی موفق

واسه اونکه در مدیریت پول تون موفق باشین، باید از ویژگیا، عادتا و رفتارهای روزانه افرادی که قبل از شما این راه رو پیموده ان الگوبرداری کنین. به همین دلیله ه مدیران مالی اصلح با مدیران مالی موفق دوستی می کنن. اونا خوب میدونن که از راه هر رابطه جدید، دریچه ای از آگاهی و اطلاعات عمیق تر رو واسه تصمیم گیری مالی بعدی شون، می گشایند.

یادگیری همیشگی راه حلای مالی جدید

اینجور افرادی هیچ وقت از یادگیری درباره پول درآوردن، سرمایه گذاری، اطلاعات مربوط به اموال، سهام و چیزای دیگه ای به جز اینا دست نمی کشند. پول درآوردن واسه اونا مثل نفس کشیدن حیاتیه. مدیران باهوش از تموم لحظه های زندگی شون واسه یادگیری استفاده می کنن. همیشه وقتی اونا رو می ببینن، دارن به برنامه ای دور و بر پولدار شدن که از رادیو پخش می شه گوش می کنن، کتاب می خوندن، درباره پول با بقیه صحبت می کنن، به جلسه امور مالی می رن یا درحال مطالعه بخش اقتصادی روزنامه هستن و … پول درآوردن واسه اونا تبدیل به عادت شده و این عادت اونا رو در امور مالی شون به موفقیت میرسونه.

پس به چه دلیل شما پول درآوردن رو به یکی از عادتای زندگی تون تبدیل نکنین؟

ویژگی مدیران مالی ناموفق

البته افراد زیادی هم هستن که مدیران مالی موفقی نیستن و شاید خودشون هم از این موضوع آگاه نباشن. ببینین کدوم یک از صفات زیر رو در خود دارین:

همیشه بدهی بالا میارید

اگه می خواید که پول تون رو به درستی مدیریت کنین، باید از هرگونه قرض و بدهی تراشیدن واسه خود پرهیز کنین، مدیران مالی موفق هم به هیچ قیمتی حاضر به بالا آوردن بدهی نیستن. اما به نظر می رسه که مدیران مالی ناموفق، قادر نیستن تا در مقابل وسوسه ی خرج کردن کلی و تکیه به قرض مقاومت کنن. اونا با این ولخرجیا مبالغ زیادی رو در بلندمدت از دست میدن.

تموم پس اندازتان رو خرج می کنین

مدیری که نتونه پولش رو درست مدیریت کنه، هر زمان که احساس نیاز به خرید داشته باشه، هرچه رو که دم دستش باشه می خره. اون پیرو احساسات خوده و از حسی که خرید بهش می ده و خوشحالی لحظه ای پس از خرید، لذت می بره. اینجور فردی با تموم کردن حقوق ماه قبل به سراغ حقوق بعدی میره و این چرخه ادامه پیدا می کنه. هر وقت پولی دربیاورد، بی درنگ خرج می کنه. هنگامی هم که پولی در کار نباشه، خرج هاش رو محدود می کنه یا به کارت اعتباری متوسل می شه.

هدف و برنامه ای واسه پول درآوردن ندارین

پول در آوردن در زندگی یک مدیر مالی ناموفق جایی نداره. به خاطر این خیلی راحت از کنار تعیین هدف و ایجاد طرح عملیاتی واسه اون میگذره، بدهکار باقی می مونه و به استقلال مالی نمی رسه.

با افراد متخصص مشورت نمی کنین

باید دو نکته رو اشاره کنیم؛ اول اینکه افراد ناموفق فکر می کنن که واسه تصمیم گیری در امور مالی لازم نیس تا از کسی کمک بگیرن. ولی باید آشنایی داشته باشن که تصمیم گیری درست دور و بر این موضوع، امنیت آینده اونا رو تأمین می کنن.

دوم اینکه به نظر اونا این منطقی نیس که واسه مشاوره ی مالی هزینه کنن و همون اولِ کار حساب بانکی شون پر از پول نشه. اونا باید درنظر داشته باشن که زندگی واقعی با خیالات شون زمین تا آسمان فرق داره. باید یاد بگیرن که واسه رسیدن به پول زیاد در بلندمدت، مجبورند که سر کیسه رو شل کنن و واسه آموزش خودشون و راهنمایی گرفتن هزینه کنه.

بعضی از این افراد باور ندارن که می تونن از عهده ی برداشتن قدمای عملی و رسیدن به استقلال مالی بر بیان. مشکل اونا اینه که دل به کار نمی دن و وارد میدون عمل نمی شن. اونا تا هنگامی که انگیزه لازم رو واسه نجات خود از این وضعیت به دست نیارن، در بدهی هاشون دست وپا میزنن.

به ضرورت آموزش در مورد ی امور مالی بی توجه هستین

مدیران مالی ناموفق فکر می کنن که احتیاجی به یادگیری مدیریت مسائل مالی ندارن. این طرز تفکر از باوری سرچشمه میگیره که می گه: پول چرک کف دست، و پس بی اهمیته.

این مدیران نیاز به محرک یا شخصی دارن که اونا رو به طرف استقلال مالی هل بده.

پیرو حرف جمع و دوستان تون هستین

واسه مدیر ناموفق، هر نکته ای نکته خوب به حساب میاد. پس دور از انتظار نیس که اون و دوستانش دور هم جمع شن و مشکلات مالی شون رو باهم درمیان بذارن. اونا در بین صحبت با همدیگه، تجربیات شون رو به هم میگن و راهنمایی می گیرن. مشکل اینجاست که افراد گروه نه تنها علم و تجربه عملی کمی در امور مالی دارن، بلکه کورکورانه راهنمایی همدیگه رو قبول می کنن و تصمیمات بقیه رو هم به رقابت نمی کشند.

نکته منفی این راه حل اینه که جمع دلخواه (که بیشتر تشکیل شده از صمیمی) جزو جمعیت ۹۶ درصدی مدیران ناموفق هستن. شاید راهنمایی هاشون رایگان باشه، ولی در درازمدت اثر بد خود رو می ذاره. اینجور مدیرانی این نکته رو فراموش می کنن که «هیچ منفعتی رایگان به دست نمیاد، مگه اینکه واسه عاقبتای بلندمدت هر تصمیمی اولویت گذاری کنی.» این گفته هنگامی بیشتر اهمیت پیدا میکنه که خواستار رسیدن به استقلال مالی باشین.

برگرفته از iqmatrix.com


دسته‌ها: آموزشی